آسیاتایمز: دست برتر ایران، ترامپ را به تسلیم واداشت

اندیشکده آسیا تایمز در تحلیلی نوشت: ایران در طول دو جنگ اخیر، بدترین اقدامات ممکن آمریکا و رژیم اسرائیل را تحمل کرد اما با این حال در نهایت از نظر راهبردی دست بالا را داشت و دشمنان را وادار به تسلیم کرد.
به گزارش نبأپرس، ایران پس از سه ماه جنگ با دو کشور که از پیشرفتهترین کشورهای جهان از نظر فناوری و نظامی به شمار می روند بسیار مقاومتر از آنچه پیشبینی میشد، نشان داد، در واقع، حداقل از نظر راهبردی، به نظر میرسد تهران اکنون دست بالا را در این درگیری دارد اما این وضعیت چگونه به وجود آمده است؟
وقتی ایالات متحده در اواخر فوریه ۲۰۲۶ برای آغاز آخرین جنگ با ایران به رژیم اسرائیل پیوست، پیشبینیها برای ایران خوب به نظر نمیرسید.
آمریکا و همدست صهیونیستی اش در حمله به ایران، یک درگیری بسیار نامتقارن را آغاز کردند این درگیری، جمهوری اسلامی را در مقابل دو دشمن مسلح به سلاح هستهای قرار داد که برخی از پیشرفتهترین قابلیتهای نظامی روی کره زمین را در اختیار دارند و مقیاس مداخله آمریکا و رژیم اسرائیل بسیار بزرگتر از هر چیزی بود که ایران در دهههای گذشته تجربه کرده است.
در طول چند هفته، ایران بیوقفه با تمام توان هوایی و موشکی ایالات متحده و رژیم اسرائیل مورد حمله قرار گرفت در مقابل ایران به سرعت برای جایگزینی رهبری خود و استفاده از تواناییهای نظامی اش برای حمله به مهاجمان و متحدانشان اقدام کرد اما با هر معیاری، جمهوری اسلامی با یک تهدید وجودی روبرو بود.
در آن برهه، تقریباً غیرقابل تصور به نظر میرسید که ایران بتواند از تسلیم شدن اجتناب کند، از نظر سیاسی دوام بیاورد و موقعیت خود را تا جایی بازیابی کند که در تعاملات خود با ایالات متحده اهرم فشار به دست آورد با این حال، دقیقاً همین سناریو به وقوع پیوسته است.
همانطور که دانیل سوبلمن، کارشناس خاورمیانه مستقر در اورشلیم، توضیح میدهد، در یک درگیری نامتقارن، یک طرف باید «موازنه آسیبپذیری» را به نفع خود تغییر دهد تا از شکست کامل جلوگیری کند برای انجام این کار، باید بقای قابلیتهای نظامی حیاتی خود را تضمین کند و از آسیبپذیریهای دشمنان خود بهرهبرداری کند.
این نوع منطق مدتهاست که از ویژگیهای تفکر راهبردی ایران بوده است، مقامات اغلب بر اهمیت بهرهبرداری از نقاط آسیبپذیری یا ضعف دشمنان ایران، در عین حال به حداقل رساندن نقاط ضعف خود، به عنوان عنصر کلیدی بازدارندگی نامتقارن و جنگ تأکید کردهاند.
موضع بازدارندگی تهران پیش از جنگ، آشکارا نتوانست از حملات آمریکا و اسرائیل جلوگیری کند با این حال، طی سه ماه گذشته، ایران موازنه آسیبپذیری را تغییر داده است، هزینههای سنگینی تحمیل کرده، حملات خود را تشدید کرده و از آسیبپذیریها به شیوههایی بهرهبرداری کرده است که نه تنها به بقای آن کمک کرده، بلکه دشمنانش را نیز به آتشبس وادار کرده است.
جنگ نامتقارن
تا ماه آوریل مشخص شد که ایالات متحده و رژیم اسرائیل قادر به وادار کردن تهران به تسلیم نیستند نیروهای مهاجم قادر به ایجاد شرایط برای تغییر نظام نبودند و آنها در نابودی زرادخانه موشکی و پهپادی ایران شکست خوردند.
ایران تمام مجازات اعمال شده توسط مهاجمان خود را تحمل کرد و از همه مهمتر، ظرفیت تلافیجویی با حملات موشکی و پهپادی به رژیم اسرائیل و پایگاههای آمریکا در خلیج فارس را حفظ کرد.
ایران همچنین به زیرساختهای انرژی و سایر زیرساختها در کشورهای عربی خلیج فارس حمله کرد و این امر هدف اعلام شده ایالات متحده مبنی بر محافظت از متحدان منطقهای خود را تضعیف کرد و شهرت آنها را به عنوان پناهگاههای ثبات از بین برد.
ایران همچنین با بستن تنگه هرمز به روی کشتیهای تجاری، معادلات را برهم زد این اقدام، یک شریان حیاتی تأمین جهانی برای نفت، گاز و کود را قطع کرد که پیامدهای فاجعهباری برای تأمین انرژی و مواد غذایی در سراسر جهان داشت.
در تمام این مدت، ایران، رژیم اسرائیل، ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس را مجبور کرد تا مهمات حیاتی، گرانقیمت و دیرجذب را بسوزانند، که این خود برای تهران زمینه را جهت بهرهبرداری ایجاد کرد.
محاسبه هزینه
آسیا تایمز نوشت: آمریکا و اسرائیل ممکن است تا حد زیادی به اهداف نظامی اعلام شده خود – از جمله تضعیف برنامه هستهای، قابلیتهای نظامی و صنایع دفاعی ایران – دست یافته باشند اما ایران مانع از دستیابی دشمنانش به اهداف راهبردی شان شده است و هزینههای راهبردی، دیپلماتیک، نظامی، سیاسی و اقتصادی را به رژیم اسرائیل، ایالات متحده، کشورهای خلیج فارس و فراتر از آن تحمیل کرده است.
هرچند تهران همچنان در موقعیت نظامی در برابر حملات نظامی آسیبپذیر است اما به نظر میرسد ایران حداقل فعلاً در سطح سیاسی – راهبردی دست بالا را دارد و این امر ترامپ را مجبور کرده است که به دنبال راه خروج باشد چون ایران توانایی بستن تنگه هرمز و همچنین حمله به اهداف حیاتی در سراسر منطقه را حفظ کرده است.
همچنین به نظر میرسد ایران در حال تقویت محور مقاومت – به عنوان ستون اصلی اهرم، بازدارندگی و جنگ است. تهران اخیراً از ایجاد «کمربند امنیتی جدید» این محور خبر داده و مدعی دکترین جدید «جبهه مقاومت متحد» شده است که در آن هرگونه حمله به این محور، واکنش هماهنگ همه اعضای محور را در پی خواهد داشت.
در ادامه، تهران آشکارا تلاش خواهد کرد تا از این لحظه برتری راهبردیِ درکشده برای تقویت و هماهنگی تلاشهای خود در هر دو «میدان عمل» – بهویژه تهدید و استفاده از نیروی نظامی – و «میدان مذاکره» با واشنگتن استفاده کند و همچنین میخواهد در موقعیت راهبردی قویتری ظاهر شود.
با انجام این کار، جمهوری اسلامی قادر خواهد بود منابع موجود را صرف بازسازی و ارتقای قابلیتهای حیاتی تلافیجویانه خود – به ویژه موشکی و پهپادی – کند، در حالی که همچنان به یافتن راههایی برای بهرهبرداری از آسیبپذیریهای دشمنان خود ادامه میدهد.
لینک خبر: